کفش هایم کو چه کسی بود صدا زد سهراب؟آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.مادرم در خواب استو منوچهر و پروانه و شاید همه ی مردم شهر.شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذردو نسیمی خنکاز حاشیه ی سبز پتو خواب مرا می روبد.بوی هجرت می آید:بالش من پر آواز پر چلچله هاست.صبح خواهد شدوبه اين كاسه ي آبآسمان هجرت خواهد كرد.بايد امشب بروم.من كه از باز ترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردمحرفي از جنس زمان نشنيدم.هيچ چشمي،عاشقانه به زمين خيره نبود.كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد.هيچكس زاغچه اي را سر يك مزرعه جدي نگرفت.من به اندازه ي يك ابر دلم مي گيردو نفس کده...
ادامه مطلبما را در سایت نفس کده دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 11:20